|
.jpg)
شب و سكوت و آسمون بی ستاره
سهم یه عاشق
سهم فاصله ها
سهم زندگی
آخر گناه من چیست؟
دوری؟
یا از دور دیدن تو
كه چه قدر خوشحال
دست در دستانش گذاشتی؟
قرار نبود شبها بی ستاره باشد
قرار نبود كه بدون من بخندی
و من
بدون تو یك سال است نخندیدم
شاید یك قرن
و شاید یك عمركه به زودی باد می گذرد
چشم به راه نگاهت نمی مانم
دیگر حرفی از دل تنگم نمی زنم
اصلا عزیزم
تو بمان،
من می روم
نه!
تو می مانی،
من می روم...
|